|
خبری نیست !!!!!
خبری نیست از ترنم باران / خبری نیست ز دلدادگی یاران
نه کس و هم نفس و نه عاشقی / نه دل و نه همدل و نه رد پای قایقی
نه گل سرخی که بلبل سر دهد آواز / نه امیدی که شود روز دگر آغاز
نه دگر لیلی هست نه دگر مجنون / نه دگر عشق و نه دیگر دل خون
نه دگر میکده هست نه دگر مست در آن / نه بهار و نه دگر بلبل سر مست در آن
نه دگر دریا هست نه دگر اقیانوس / نه ماه و نه ستاره ،نه حتی فانوس
نمی دانم دلم سنگی شده / یا که قلب این جهان همرنگ بی رنگی شده
نمی دانم که من غریبه ام در این وطن / یا که این ها آهنند در جسم و تن
نوشته شده توسط یک غریبه در Sat 19 Apr 2008 ساعت 4:8 PM | لینک ثابت
|