|
ای کاش می دانستی
نمی دانی که هستی هر دقیقه در کنارم نمی دانی که بردی از دلم غم را بهارم
نمی دانی که قلبم را ربودی تمام غصه ها را از دل تارم زدودی
نمی دانی که من اهل کجایم نمی دانی که شعرم را برایت می سرایم
نمی دانی که حتی نام من چیست نمی دانی هدف از گام من چیست
نمی دانی برایت اشک می ریزم نمی دانی که در رویا کنارت می گریزم
ولی افسوس هنگامی که در رویا نباشد بگو این جز کودکی تنها بگو این تن که باشد
شبی دیگر به تنهایی گذر شد تمام شب به یادت گریه کردم تا سحر شد
ولی حتی نمی دانی که هستم نمی دانی برای این ندانستن شکستم
ولی ای کاش می دانستی........

نوشته شده توسط یک غریبه در Thu 21 Feb 2008 ساعت 9:1 PM | لینک ثابت
|