تبليغاتX
حجم سبز

حجم سبز

تو با شی شب نیست.. تو با شی آزادم.....

نمی دانم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چقدر هوا سرد است!

بادهای سرد از استوا می وزند!

سایه ها می رقصند و انسانها می گریند...

در سکوت و سرما:

در شهر های دل یخبندان است.

و حتی گاهی اشکها یخ می بندند.

بهار شده!

اما جز حساسیت های فصلی فکر نمی کنم کسی یهم دیگری از بهار برده باشد.

در مدرسه کسی در زنگ ریاضی قانون طراوت گل را اثبات نمی کند.

و حتی در زنگ ادبیات تمام اشعار عاشقانه دور از قرن ماست.

نمی دانم چرا اکنون نفس می کشم؟؟؟؟

شاید فقط به امید آن نامه.........

نکندقلب او هم مثل دیگران یخ بسته باشد؟؟!!...

نمی دانم ، نمی دانم،.......!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

انگار به وجود آمدم که ندانم!!!!

و ندانم که چه کسی پاسخ ای همه سوال ذهنی مرا می داند!!!

می ترسم در ای سرما قلبم منجمد شود.

اگر روزی این اتفاق بیفتد خواهم مرد.

شاید زنده بمانم ولی زندگی نخواهم کرد.

تا وقتی در این سر بی سامان و هواس پریشان ردی از او باشد،

حتی در گور هم زندگی خواهم کرد و منتظر خواهم ماند.

این روز ها به این باور رسیده ام:تنهایی و انتظار بزرگتری شکنجه برای عاشق است.

                   

 


نوشته شده توسط یک غریبه در Mon 12 May 2008 ساعت 4:5 PM | لینک ثابت

درباره ی من


بگو بیهوده نیست فاصله آب و سراب
بگو سپیدی کاغذ بیهوده نیست
(تمام نوشته های این وبلاگ در صورت عدم
ذکر منبع یا نویسنده مطعلق به خود من است.)

آرشیو موضوعی
شعر
متن
نویسندگان
پیوندها
وب سایت رسمی بهرام رادان
سقوط زیباست اگر مقصد قلب تو باشد(غزاله جون)
مروارید چشام
دفتری برای همیشه
طلوع...غروب...تاکی...
آیینه عبرت
دلتنگیهای روزانه
عاشق
عشق شیشه ای
گل ناز
نمی دونم
حریم عشق
دوست دارم سرما بخورم..
نرگسانه
pars math
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

Copyright (C) 2007, http://green-space.blogfa.com. all right reserved.
Design by
Yas-Design