مانند همیشه به نامش و به یادش.
مانند همیشه سلام.
مانند همیشه زندگیتان شاد.
امروز مانند همیشه یک روز است.
امروز هم مانند همیشه پایان می پذیرد.
امروز هم مانند همیشه می تواند خوب باشد یا بد.
امروز هم مانند همیشه می تواند غرق در روز مرگی باشد یا سرشار از تلاطم.
امروز هم مانند همیشه یک روز از بهار است.
بهاری که مانند همیشه می تواند سبز باشد یا زرد یا ... یا سفید.
صبح مانند همیشه با خود زمزمه کردم:"شروع هر روز جدید آغاز تازه ایست برای انسانهای راستین تا بکوشند به چیزهایی دست یابند که تا قبل از آن برایشان دست نیافتنی بوده."
وباز هم مثل همیشه غمها و نا امیدیهایم را با این نقاب مسخره ای که همیشه می خندد می پوشانم.
زندگی را با گاز زدن یک سیب آغاز می کنم اما چند ماه است که مثل همیشه روحم بوی بهشت را از سیب نمی شنود.
مثل همیشه راه خانه تا مدرسه را با زمزمه ترانه های محبوبم طی می کردم.
مثل همیشه در مدرسه کنار دیگران سعی می کنم شاد باشم.و مثل همیشه همزبانی پیدا نمی کنم.
مثل همیشه خلوتم را با عکسی قسمت می کنم.
و مثل هر روز روزی را که در آن قرار داریم با خودکار قرمز خط میزنم و می شمارم ۶۲.
دقیقا ۶۲ روز قبل نامه ای فرستادم و مثل همیشه جوابی نشنیدم ، انگار مثل همیشه سهمم انتظار بود.
تقویم را باز می کنم: ۸ اردیبهشت.
قلبم مثل همیشه نمی زند... انگار در سینه ام می رقصد.
آسمان آبی تر است.
لبخندم از ته دل است.
هیچ چیز دیگر مثل همیشه نیست......
در راه برگهای سبز سبز با باد در حال عشق بازی اند.
گنجشک معنای دانه را با نوک می برد(انگار برای معشوقش)
در را باز می کنم.
باز هم جواب نامه ام نیامده. اما مثل همیشه بغض نمی کنم این بار لبخند می زنم.
تا درب خانه می دوم. اخ،یادم رفت....
دوباره به حیاط باز می گردم :به گلهای سرخ و رز های عاشق سلام می کنم.
از آسانسور تند تر می روم . در را باز می کنم.مثل همیشه هیچکس خانه است.
اما این بار بر خلاف همیشه بوی خدا را حس میکنم.
نیمه سیبی که از صبح مانده با لذت می خورم. مزه زندگی می دهد.
دوباره تاریخ را مرور می کنم:۸ اردیبهشت.
با سر عت به سمت کامپیوتر می دوم.تمام حرفهای دلم را در فایل هایش چپانده ام.
هر چه که خواندید مینویسم و در آخر می گویم امروز مثل همیشه نیست باید بخواهی تا ببینی که امروز می تواند زیباترین روز باشد می تواند ۸ اردیبهشت باشد هر روز می تواند مثل امروز باشد امروز می تواند مثل هر روز نباشد.چون او هست می توان هر روز با خیالش یک روز جدید باشد.
تولد بهرام رادان مبارک.
با آرزوی بهترینهای نداشته ام برایش.
